تحولات منطقه

واشنگتن با جنگ علیه ایران نه‌تنها نتوانست برتری نظامی خود را به امنیت تبدیل کند بلکه شبکه پایگاه‌هایش را به اهدافی آسیب‌پذیر بدل کرد؛اکنون پس از بیش از ۱۱۵ حمله،پنتاگون خسارات را پنهان می‌کند و مالیات‌دهندگان آمریکایی باید بهای این شکست را بپردازند.

زمان پرداخت هزینه فرا رسیده است؛ پایگاه‌های آمریکا در آتش می‌سوزند و واشنگتن چشم خود را بسته
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

بیش از ۱۱۵ حمله ایران به ۲۶ پایگاه آمریکا، تصویر تازه‌ای از آسیب‌پذیری قدرت نظامی واشنگتن ترسیم کرده است؛ تصویری که پنتاگون می‌کوشد ابعاد واقعی آن را پنهان کند، در حالی که هزینه جنگ بر دوش مالیات‌دهندگان آمریکایی سنگینی می‌کند.

پایگاه‌های آمریکا؛ از نماد قدرت تا نقاط آسیب‌پذیر

تصاویر ماهواره‌ای از خسارات واردشده به پایگاه‌های نظامی آمریکا در خاورمیانه، ابعاد تازه‌ای از پیامدهای جنگ با ایران را آشکار کرده‌اند. بیش از ۱۱۵ حمله موشکی و پهپادی ایران، تأسیسات و ساختمان‌هایی را در ۲۶ پایگاه آمریکایی هدف قرار داده و آسیب‌هایی میلیارددلاری برجای گذاشته است. این حجم از خسارت، صرفاً مجموعه‌ای از آسیب‌های پراکنده نیست؛ بلکه پرسش‌های جدی درباره کارآمدی الگوی استقرار نظامی آمریکا در منطقه ایجاد می‌کند.

واشنگتن سال‌ها شبکه‌ای گسترده از پایگاه‌ها، سامانه‌های راداری و تأسیسات پشتیبانی را برای حفظ برتری نظامی خود در خاورمیانه توسعه داده است. اما جنگ اخیر نشان داده است که همین زیرساخت‌های پرهزینه می‌توانند به اهدافی ثابت و قابل شناسایی برای حملات نامتقارن تبدیل شوند. مسئله اصلی اکنون فقط میزان خسارت نیست؛ بلکه این واقعیت است که حضور نظامی گسترده، لزوماً امنیت بیشتری تولید نمی‌کند.

راهبرد ایران؛ ابتدا کورکردن سپر دفاعی

الگوی حملات ایران نشان می‌دهد که تمرکز اولیه بر نیروهای انسانی نبوده، بلکه زیرساخت‌های شناسایی و دفاعی آمریکا در اولویت قرار گرفته‌اند. سامانه‌های هشدار زودهنگام و رادارهایی که وظیفه شناسایی حملات ورودی را بر عهده دارند، نخستین اهداف بوده‌اند.

یک سامانه راداری پیشرفته در اردن با ارزشی حدود ۵۰۰ میلیون دلار نابود شده و تأسیسات راداری دیگری در قطر، به ارزش تقریبی یک‌میلیارد و ۱۰۰ میلیون دلار، به‌شدت آسیب دیده است. پس از آن، حملات به آشیانه‌های هواپیما، انبارهای سوخت و محل استقرار نیروها گسترش یافته است.

پایگاه هوایی علی السالم در کویت دست‌کم ۳۰ بار هدف قرار گرفته و ۱۵ آشیانه هواپیما، چندین انبار و مجموعه‌ای از ساختمان‌های مسکونی آن آسیب دیده یا نابود شده‌اند. حمله پهپادی به بندر شعیبه نیز به کشته‌شدن شش نظامی آمریکایی انجامیده است. این خسارات، آمریکا را به خروج بخشی از هواپیماها و سامانه‌های پدافندی خود از خلیج فارس وادار کرده است؛ تحولی که نشان می‌دهد پایگاه‌های ثابت، در شرایط حملات مستمر، می‌توانند به محدودیتی برای عملیات نظامی تبدیل شوند.

برتری فناوری در برابر تسلیحات ارزان

یکی از مهم‌ترین پیام‌های این جنگ، فاصله میان برتری فناوری و توانایی حفظ امنیت در میدان واقعی است. آمریکا پیشرفته‌ترین نیروی هوایی و قدرتمندترین نیروی دریایی جهان را در اختیار دارد، اما پهپادهای ارزان‌قیمت و موشک‌های دقیق توانسته‌اند سامانه‌های میلیارددلاری را از کار بیندازند و هزینه‌های سنگینی به ساختار نظامی واشنگتن تحمیل کنند.

این وضعیت، تناقضی در الگوی قدرت نظامی آمریکا ایجاد کرده است: هرچه زیرساخت‌های دفاعی پیچیده‌تر و گران‌تر می‌شوند، حفاظت از آنها نیز هزینه بیشتری می‌طلبد. سامانه‌ای که برای دفاع از پایگاه ساخته شده، خود به هدفی با ارزش بالا تبدیل می‌شود و نابودی آن، نه‌تنها خسارت مالی، بلکه اختلال عملیاتی به همراه دارد.

میلیاردها دلار خسارت و دیوار محرمانگی پنتاگون

ابعاد واقعی خسارات همچنان روشن نیست. فرماندهی مرکزی آمریکا از ارائه گزارش جامع درباره آسیب‌ها خودداری کرده و ملاحظات امنیت عملیاتی را دلیل این تصمیم دانسته است. انتشار برخی تصاویر ماهواره‌ای نیز به درخواست مقام‌های آمریکایی محدود یا به تعویق افتاده است. در مقابل، موضع رسمی پنتاگون همچنان بر این ادعا تأکید دارد که نیروهای آمریکایی به‌خوبی محافظت می‌شوند و ارتش این کشور قوی‌تر از گذشته است.

اما ارقام موجود تصویر متفاوتی ارائه می‌کنند. هزینه مستقیم جنگ تا اوایل اوت حدود ۳۸ میلیارد دلار برآورد شده است؛ رقمی که خسارات ثبت‌شده به پایگاه‌ها، هزینه بازسازی تأسیسات و بهره بدهی‌های ایجادشده برای تأمین مالی جنگ را در بر نمی‌گیرد. بنابراین، هزینه واقعی جنگ می‌تواند به‌مراتب بیشتر باشد.

محرمانه‌ماندن اطلاعات نظامی ممکن است از نظر عملیاتی توجیه داشته باشد، اما پنهان‌ماندن ابعاد مالی جنگ، امکان نظارت کنگره و ارزیابی عمومی را محدود می‌کند. مالیات‌دهندگان آمریکایی در نهایت باید هزینه تصمیم‌هایی را بپردازند که بدون اطلاع‌رسانی شفاف درباره پیامدهایشان اتخاذ شده‌اند.

بازدارندگی در چرخه حمله و بازسازی

حامیان سیاست فشار نظامی معتقدند عقب‌نشینی آمریکا می‌تواند به تقویت موقعیت ایران و تضعیف امنیت مسیرهای کشتیرانی و نظام منع اشاعه هسته‌ای منجر شود. از این منظر، خسارت به پایگاه‌ها بهای حفظ بازدارندگی است. با این حال، بازدارندگی زمانی معنا دارد که احتمال حمله را کاهش دهد، نه اینکه صرفاً ظرفیت تحمل حملات را افزایش دهد.

اگر پایگاه‌های آمریکا بارها هدف قرار گیرند و پاسخ واشنگتن بازسازی همان تأسیسات در موقعیت‌های آسیب‌پذیر باشد، چرخه‌ای پرهزینه شکل می‌گیرد؛ هزینه دفاع، تخریب سامانه‌ها، خرید تجهیزات جایگزین و بازسازی دوباره. چنین چرخه‌ای نه امنیت پایدار ایجاد می‌کند و نه الزاماً طرف مقابل را به تغییر محاسباتش وامی‌دارد.

حتی توافق احتمالی آتش‌بس در دوحه نیز این معضل را برطرف نخواهد کرد. واشنگتن باید میان بازسازی پایگاه‌ها با الگوی سابق، پراکنده‌سازی نیروها و تغییر بنیادین آرایش نظامی خود در منطقه تصمیم بگیرد. جنگ با ایران نشان داده است که گستردگی حضور نظامی را نمی‌توان به‌تنهایی معادل قدرت دانست؛ پایگاه‌هایی که قرار بود نماد برتری آمریکا باشند، اکنون به یکی از پرهزینه‌ترین نقاط ضعف راهبردی این کشور تبدیل شده‌اند.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha